|
روانشناسی
جذابیت .عشق . تنفر. تفاوتهای زن و مرد. روابط دختر پسرها. انحرافات جنسی. ازدواج م
|
سه لغت مهم كه مي توانيد به شكل يك جمله به خود بگوييد اين است : « بله من مي توانم »
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:41 ] [ سهیلا ]
[ ]
1- مردهای نیازمند چرا او جذاب نیست: اعتماد به نفس و استقلال از جمله خصوصیات جذاب آقایون در نظر خانم ها هستند و عدم اطمینان و وابستگی نکوهیده هستند. بیشتر خانم ها به دنبال مرد قدرتمندی هستند که در زندگی بتوانند بر او تکیه کنند. بنابراین اگر شما همیشه بر آنها تکیه کنید – به ویژه در مراحل ابتدایی رابطه – او ممکن است نسبت به توانایی های شما مشکوک شود و از آنجایی که خانم با تمام ناامنی ها به یک رابطه قدم می گذارند دیگر انتظار ندارند که از جانب شما نیز شاهد عدم اطمینان باشند. اگر چنین فردی هستید چه بکنید: زمان بندی راه حل کار شماست. شما در آغاز ارتباط می بایستی خیلی مراقب اخلاق و رفتار خودتان باشید. نا امنی ها و تمام احساسات خود را یک جا بروز ندهید. زمانی که رابطه شما به اندازه کافی صمیمی شد می توانید عواطف خود را تا آنجا که میل دارید با او در میان بگذارید. در آن زمان او حتی به خاطر انجام این کار از شما سپاسگزار نیز خواهد شد. 2- مردی که رفتارش قابل پیش بینی باشد چرا او جذاب نیست: خانم ها تا حدی به دنبال رفتار غیر قابل انتظار در آقایون می گردند (مردهایی با روح آزاد) به این دلیل است که اکثر خانم ها به دنبال "پسرهای شیطون" می گردند. این تنها به دلیل شیطنت نیست که خانم ها جذب می شوند بلکه دلیل اصلی آن غیر قابل پیش بینی بودن آنهاست. اگر چنین فردی هستید چه بکنید: اگر می خواهید در خانم ها تاثیر بگذارید لزوما نباید آدم بدی باشید بلکه سعی کنید خصوصیات مثبت را با هم جمع کنید – به ویژه در ابتدای رابطه - به راحتی با او تماس بگیرید و برای آخر هفته او را به یک پیک نیک و یا شام خوشمزه دعوت کنید. زمانی که این کار را انجام دهید اگر تا چند وقت هم درگیر کارهای روزمره خود باشید او از دست شما ناراحت نمی شود. سعی کنید هر چند وقت یکبار با انجام کار های این چنینی او را شگفت زده کنید و سرزندگی و شادابی را به رابطه خود دعوت کنید. 3- مردهای متکبر چرا او جذاب نیست: خانم ها اغلب برای ارزیابی خصوصیات اخلاقی مردها رفتار آنها را با افراد دیگر می سنجند. بنابر این اگر در روز ملاقات با او مهربان باشید خانم رفتار شما با سایر افراد را نیز مد نظر قرار می دهد. اگر چنین فردی هستید چه بکنید: هیچ خانمی دوست ندارد که در جلوی مردی کم بیاورد بنابراین در زمان ملاقات بهتر است خود پرستیتان را پنهان کنید و اگر می خواهید که حقیقتا در او تاثیر بگذارید باید با تمام افرادی که در کنار شما هستند با احترام رفتار کنید. چرا که او در حال نظاره شماست. 4- مرد خشن و بی نزاکت چرا او جذاب نیست: این کار نه تنها نوعی بی نزاکتی قلمداد می شود بلکه باعث می شود تا خانم حس عزت نفس خود را نیز از دست بدهند. اگر در اولین قرار ملاقات با یک خانم چنین رفتاری را از خود بروز بدهید بدون شک هیچ شانسی برای برقراری ارتباط پیدا نخواهید کرد. اگر چنین فردی هستید چه بکنید: اگر نمی توانید چنین اخلاقی را برای مدت زمانی طولانی از خود دور نگه دارید حداقل سعی کنید که در اولین ملاقات چنین کارهایی از شما سر نزند. اگر بخواهید دائما نگاه هایتان را به این طرف و آن طرف بچرخانید این کار پس از مدتی به صورت یک عادت ناپسند در می آید. اگر بخواهیم با صداقت کامل به قضییه نگاه کنیم باید بگوییم که بروز چنین رفتاری در هیچ مرحله ای از رابطه برای طرف مقابل به هیچ وجه قابل قبول نمی باشد. 5- مردهای چیپ چرا او جذاب نیست: چند ملاقات اولیه معمولا باید با سخاوت تمام انجام شود. و لغاتی نظیر " پس انداز" و "بودجه" نباید حرفی برای گفتن پیدا کنند. اگر در اولین قرار ملاقات برایش خاطره ای از جمع کردن پول بسازید شانس خود را برای ادامه رابطه از دست خواهید داد. اگر چنین فردی هستید چه بکنید: سر کیسه را شل کنید. لازم نیست برای تاثیر گذاری هزینه زیادی در نظر بگیرید اما باید کاری کنید که او تصور کند که وجودش برای شما خاص است. خرید گل هم هر از چند گاهی مزه خوبی دارد. -6مرد جر و بحث کن چرا او جذاب نیست: قرار ملاقات باید یک تجربه دلپذیر باشد. اگر او مجبور باشد که تمام مدت با شما سر و کله بزند دیگر وقتی برای لذت بردن باقی نخواهد ماند. جر و بحث بیش از اندازه باعث ایجاد استرس می شود و شما هم به طور یقین هر گز نمی خواهید که همسرتان از شما خاطره های استرس زایی را در ذهنش ثبت کند. گر چنین فردی هستید چه بکنید: مهمترین کار این است که آرامش خود را در هر شرایطی حفظ کنید. شما به این دلیل جر و بحث راه می اندازید که در مورد موضوعی عصبی و نا مطمئن هستید. بنابر این قبل از قرار ملاقات تمام چیزهایی که در ذهن دارید بر روی کاغذ بیاورید و سوالات مناسب را از بین آنها انتخاب کنید. با این کار نه تنها کار شما به جر و بحث کشیده نخواهد شد بلکه گفتگو آرام و دلنیشی نیز دارید. 7- عقل کل چرا او جذاب نیست: هیچ کس دوست ندارد مورد قضاوت دیگران قرار بگیرد به ویژه در روز ملاقات. انسان ها این کار را آزار دهنده و بی ادبی قلمداد می کنند. اگر چنین فردی هستید چه بکنید: شما می توانید نطق های خود را برای زمانی نگه دارید که رابطه اندکی صمیمی تر شد. اما تا قبل از زمان سیگار کشیدن، مشروب خوردن و سفارش دسر او به شما ارتباطی پیدا نمی کند. 8- مردهای زن گریز چرا او جذاب نیست: در این لیست این خصوصیت تنها رفتاری است که مطمئنا باعث بر هم خوردن ارتباط خواهد شد. و اصلا هم جای تعجب وجود ندارد. آیا شما به شخصه خانمی را سراغ دارید که از بودن در یک چنین رابطه ای لذت ببرد؟ اگر چنین فردی هستید چه بکنید: شما نیاز دارید که مجددا نگاهی به طرز برخورد خود بیندازید. این رفتار نه تنها بی ادبانه و کثیف است بلکه تنها تیری است که باعث از بین رفتن علاقه می شود. [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 16:5 ] [ سهیلا ]
[ ]
بر خلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند عشق یکباره پیدا می شود و همیشه می ماند و یا حتی بیشتر می شود؛ واقعیت اینست که عشق ممکن است یک لحظه ایجاد شود، اما همانند بذری است و در صورتی باقی می ماند و رشد می کند که در زمین مناسبی جای گیرد، آب و نور کافی به آن برسانیم؛ مرتب آفت کشی کنیم و به آن کود بدهیم و مستمراً به آن رسیدگی نمائیم. چگونه علاقه به مرور کمرنگ می شود یا از بین میرود؟ ما عاشق ایده آلها و کمالها می شویم و از نقصان ها می گریزیم. شاید تعجب کنید اگر بدانید معمولا انسانها عاشق یک موجود کامل و بدون نقص در ذهن خود می شوند و هنگامی که این تصویر ذهنی را منطبق با یک دختر یا یک پسر در اطراف خود میکنند، به آن نام عشق می نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتی رشد می یابد و قلب ما را به تپش وا می دارد که او خود را منطبق با تصویر ذهنی ما ارائه دهد. و هنگامی که به مرور او را متفاوت از ذهنیات خود بیینم ، عشق ما رو به افول می رود. اما اینکه تصویر ذهنی ما چگونه باید در بیرون شکل بگیرد و حفظ شود نیاز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، یعنی اینکه باید از مسیر عقلانی و منطقی گذر کند و بالاتر از تفکر خام ما باشد ، نه به عکس . یعنی عشق نباید مادون فکر باشد. عشقی که مادون باشد، و از سطح پائین تری برخوردارست ، ارزش ندارد تا برایش بمیریم. پس اگر در زندگی به مرور دریافتیم همسرمان از زیر بار وظایف و مسئولیتهای خود شانه خالی می کند، لذتهای خود را محور قرار می دهد و هنوز « من» بودن محور فکری اوست. اینگونه می شود که کسالت مزمن عشق، را به چشم خواهیم دید. از دیگر آفتهایی که ما به عشق می رسانیم ، می توان به موارد زیر اشاره کرد.
لذت طلبی و خودکامگی:
عدم مهارتهای ارتباطی: نمی توانیم ارتباط موثری با همسرمان بر قرار کنیم، حرف هم را نمی فهمیم. هر کدام به ظاهر منطقی صحبت می کنیم ، ولی نمی توانیم یکدیگر را قانع کنیم. توجه کافی به احساسات ، خواسته ها و صحبتهای یکدیگر نداریم . گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دریغ می کنیم. در رساندن حرفهای خود به یدیگر آنها را تحریف می کنیم یا آنقدر مبهم رفتار می کنیم یا صحبت می کنیم که دیگری را به خطا می اندازیم. در واقع مهارتهای ارتباطی را نمی دانیم. اگر گویند «لحظه ایست روئیدن عشق .... »؛ پس این هم شاید درست باشد که «لحظه ایست مردن عشق.» ولی عشق عمیق تر از آنست که لحظه ای خلق شود یا در لحظه ای بمیرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختی و زمان است و هم از بین رفتن آن به علت مسائل مختلفی است که در طی زمان و به وسیله زوجین ایجاد می گردد.
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 15:58 ] [ سهیلا ]
[ ]
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 15:46 ] [ سهیلا ]
[ ]
- سکوت برخی افراد به جای شرکت در بحثهای سازنده به منظور ریشهیابی و فرونشانی اختلاف در محیطی آرام و محترمانه، ترجیح میدهند هیچ چیز نگویند و فقط سکوت اختیار کنند.این کار، طرف مقابل رابه مرز انفجار میرساند و باعث میشود که کنترلش را بر روی حرفهایی که میزند از دست بدهد.هر چند کنارهگیری از جرّ و بحث ممکن است مسیر کم استرسی به نظر آید امّا معمولاً به ایجاد استرس بیشتری برای هر دو طرف میانجامد و نهایتاً باعث جرّ و بحثهای به مراتب بیشتری میگردد.
2- موضع دفاعی گرفتن برخی افراد به جای گوش دادن دقیق به حرفهای طرف مقابل و درک صحیح نقطه نظرات او،موضعی دفاعی در پیش گرفته و صرفاً به انکار انجام هر کار اشتباهی از سوی خود میپردازندو احتمال مشارکت داشتن خود در اختلاف پیش آمده را نادیده میگیرند. انکار مسئولیتِ خود،ممکن است در کوتاه مدّت باعث کاهش استرس گردد امّا هنگامی که طرفین احساس کنند که حرفشان از سوی طرف مقابل درست شنیده نمیشود، این امر به مشکلات بلند مدت و اختلافات فزایندهای منجرمیگردد. 3-عمومیت بخشیدن
4- حق به جانب بودن اگر همیشه فکر کنید که یک راه «درست» برای نگریستن به امور وجود دارد و یک راه «نادرست»و روش نگریستن شما به امور «درست» است به رابطهتان آسیب جدّی میرسد. انتظار نداشته باشید که طرف مقابل شما هم همان شیوه نگرش شما را داشته باشد و وجود عقیده متفاوترا حمله شخصی به خودتان تلقی نکنید. همیشه به دنبال مصالحه یا توافق بر سر اختلافات باشید و به یاد داشته باشید که همه چیز را نمیتوان به «درست» و «نادرست» تفکیک کرد و دو نقطه نظر متفاوت ممکن است هر دو معتبر باشند.
5- روانکاوی و خواندن ذهن برخی افراد به جای آن که از طرف مقابل درباره افکار و احساساتش سوال کنند، گاهی اوقات تنها بر اساس تفسیرهای اشتباه از اعمال آنها، فکر میکنند که «میدانند» طرف مقابل دارد چه فکری میکند و معمولاً همیشه آن را منفی در نظر میگیرند! (برای مثال، فکر میکنند دوستی که دیر بر سر قرار آمده است اهمیتی به وقت شناسی نمیدهد.) این کار باعث دشمنی و سوء تفاهم میگردد.
6- گوش نکردن برخی افراد به جای آن که به دقت به حرفهای طرف مقابل گوش کنند و سعی در درک آن نمایند، یا مرتب حرفهای او را قطع میکنند و یا هنگامی که او دارد حرف میزند پیش خود تمرین میکنند که چه جوابی به او بدهند. این کار باعث میشود که نقطه نظرات او را درک نکنید و او را نیز به مقابله به مثل وادارید. اهمیت گوش کردن دقیق و همدلی را دست کم نگیرید.
7- سرزنش کردن برخی افراد از طریق انتقاد و سرزنش کردن طرف مقابل به حل اختلاف میپردازند. به نظر آنها پذیرش هرگونه ضعفی از جانب خود، باعث تضعیف اعتبارشان میگردد و به هر قیمتی از آن اجتناب میکنند و حتی برای کارهای اشتباهی که مرتکب شدهاندنیز دیگران را سرزنش میکنند. به جای این کار، سعی کنید وجود اختلاف را به عنوان فرصتی برای تحلیل وضعیت، برآورد نیازهای هر دو طرف و دستیابی به راه حلی که برای هر دو قابل قبول و مفید باشد، در نظر بگیرید.
8- سعی در «پیروز» شدن هرگاه کسی بر پیروز شدن در بحث و بگومگو تمرکز نماید، بازنده نهایی «رابطه دوستی»خواهد بود! بنابراین، هدف یک بحث دوستانه باید درک متقابل و دستیابی به توافق یا راه حل مورد قبول دو طرف باشد. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابل چقدر اشتباه میکند و بر سر نقطه نظر خود قرص و محکم یستادهاید بدانید که در جهت اشتباه حرکت میکنید!
9- حمله به شخصیت طرف مقابل گاهی اوقات افراد یک عمل اشتباه طرف مقابل را دست آویز قرار داده و آن را به یک نقص شخصیتی تعمیم میدهند. (برای مثال، اگر مردی هر لنگه جورابش را جایی انداخته، این را به عنوان نقص شخصیتی تلقی کرده و به او برچسب «بیملاحظه و تنبل» بزنیم و یا اگر زنی میخواهد درباره مشکلی در رابطه فیمابین حرف بزند به او برچسب «زیادهخواه» یا «تسلّط جو» بزنیم.) این کار باعث درک منفی در هر دو طرف میگردد. همیشه به یاد داشته باشید که به طرف مقابل احترام بگذارید، حتی اگر از رفتارش خوشتان نمیآید. 1 0- طفره رفتنهنگامی که یک طرف میخواهد درباره مشکلات موجود در رابطه فیمابین حرف بزند، گاهی اوقات طرف دیگر از حرف زدن یا گوشکردن به حرفهای طرف مقابل طفره میرود و به شیوههای مختلف در این کار سنگاندازی میکند. این رفتار، نشانه بیاحترامی و حتی گاهی نشانه تحقیر است و در عین حال باعث بیشتر شدن اختلافات میگردد. طفره رفتن، هیچ چیز را حل نمیکند و بر عکس باعث آسیب رساندن به رابطه فیمابین میشود. گوش سپردن به طرف مقابل و بحث کردن با او به شیوهای محترمانه، بسیار مثمرثمرتر است. [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 15:34 ] [ سهیلا ]
[ ]
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 13:23 ] [ سهیلا ]
[ ]
[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 14:42 ] [ سهیلا ]
[ ]
محققان آلمانی با مطالعه بر روی گریه نوزادان دریافتند آنها از زمانی که در رحم مادر هستند، ظرایف زبان و لهجه والدین خود را فرا میگیرند
این ننایج از مطالعه بر روی گریه 60 نوزاد سالمی بدست آمده که در خانوادههای فرانسوی و آلمانی زبان متولد شدهاند. گریه نوزادان فرانسوی دارای یک لهجه با تون روبه افزایش است در حالی که نوزادان آلمانی تونی روبه کاهش دارد. نتایج این مطالعه پیشنهاد میکند که نوزادان تحت تاثیر اولین کلماتی هستند که از داخل رحم مادر به گوششان میرسد. در حال حاضر اکثر دانشمندان معتقدند که جنین انسان در رحم مادر و مخصوصاً در سه ماه آخر دروان جنینی به موسیقی و صدای تکلم انسان حساس است. مطالعات دیگری نشان میدهد که نوزادان از 12 هفتگی توانایی تشخیص حروف صدادار را دارند. محققان دانشگاه وورزبرگ آلمان با ضبط گریه 60 نوزاد و مطالعه بر روی آنها دریافتند که آنها در گریههای خود تمایل دارند از ملودیهایی استفاده کنند که از محیط بیرون شنیدهاند که معمولاً همان زبان مادری آنهاست. این محققان همچنین دریافتند که نوزادان برای تقلید از صداهای این زبان مادری تنها نیاز به حنجره دارند و از سیستم عصبی کنترل صدا بهره نمیبرند. [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 14:36 ] [ سهیلا ]
[ ]
آیا دروغ می گوید ؟
حرکتهای بدنی، از جمله حرکتهای دست، کم میشوند و همین حرکتهای محدود هم، خشک و ساختگی به نظر میرسند. دست و پاها بهطور تقریبی به بدن میچسبند و فرد، فضای کمتری را اشغال میکند. اگر بخواهد وانمود کند که جوابهایش، لحظهای و بدون نقشهی قبلیاند، ممکن است کمی شانهاش را بالا بیندازد. میان حرکتها و کلمهها، فاصله میافتد. سرتکان دادنها، ساختگی است. حرکتها، با پیام کلامی، همخوانی ندارند. مدت زمان بروز حرکتهای احساسی، طولانی میشود. وقتی که فرد به حس ویژهای مانند شادی، تعجب، ترس و... تظاهر میکند، حالتهای چهره فقط به اطراف دهان محدود میشود. حرکت دروغگو، در جهت دور شدن از کسی است که او را متهم میکند و به احتمال زیاد به سمت در خروجی است. دروغگو دوست ندارد رودروی کسی که او را متهم میکند، بایستد و ممکن است سر یا بدنش را به سمت دیگری بچرخاند و از او دور شود. کسی که دارد دروغ میگوید، به احتمال زیاد قوز میکند؛ احتمال اینکه صاف بایستد و دستهایش کشیده و باز، در دو طرف بدنش قرار بگیرند؛ خیلی ضعیف است. با انگشت، به طرف مقابل صحبتش اشاره نمیکند. ممکن است بین خودش و طرف مقابل، یک مانع فیزیکی قرار دهد. دروغگو، برای بیان مقصودش از کلمههای «خودتان» استفاده میکند. آنقدر به دادن اطلاعات اضافی ادامه میدهد تا مطمئن شود که با داستانش حسابی سرتان را کلاه گذاشته است. در حالی که میگوید به طور کامل متوجه موضوع است، از جواب دادن طفره میرود تا نگذارد شما موقعیتش را زیر سوال ببرید. [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:17 ] [ سهیلا ]
[ ]
) از احساساتتان باخبر شوید: در اولین مرحله، علت و چرای عصبانی شدن خود را بشناسید. مواردی كه شما را عصبانی میكند به زبان بیاورید، در نتیجه با شنیدن احساسات خود به جای واكنش، عملكرد نشان میدهید چون درباره آنها فكر كردهاید. واكنش به طور معمول آنی و بدون تفكر است. برای مثال با خودتان بگویید: <من از دست مادرم عصبانی هستم چون تا اتاقم را مرتب نكنم، نمیگذارد بیرون بروم. این انصاف نیست.> هرگز نگویید مادرم بیانصاف است. در این صورت شما موضوع را مورد قضاوت قرار دادهاید. ۲) صبر كنید و بیندیشید: بعد از اینكه موضوع عصبانیت خود را شناختید چند دقیقه بدون رفتار و حرف خاصی صبر كنید و به خودتان فرصت دهید تا بتوانید عصبانیتتان را كنترل كنید. هیچ واكنشی نشان ندهید. برای مثال از خودتان بپرسید چه كاری میتوانم انجام دهم؟ فریاد بزنم و وسایل را پرتاب كنم. و یا اتاقم را مرتب كرده و بعد از مادرم بپرسم اجازه میدهد به مهمانی بروم و سرانجام اینكه بدون اجازه به مهمانی بروم. ۳) انتخاب كنید: به طور مثال اگر گزینه اول انتخاب شده است، ماجرا بدتر شده و حتی كار به تنبیهات شدیدتر میكشد. اگر گزینه دو را میپسندید، درست است كه ممكن است دیرتر به مهمانی برسید اما مادرتان هم راضی شده، دعوا نمیشود و لازم نیست شرمنده شوید، ضمن اینكه به اشتباهتان هم پی برده و دفعه بعد بدون تهدید، اتاقتان را مرتب میكنید. اگر گزینه سوم انتخاب شده شاید به موقع به مهمانی برسید ولی چون بدون اجازه رفتید، بعد از بازگشت منتظر واكنش و تنبیهات سختتر والدین باشید. ۴) تصمیم بگیرید:وقتی به خودتان فرصت داده باشید، حتما گزینه دوم انتخاب میشود چون بهترین و منطقیترین گزینه است. ۵) پیشرفت كار را بررسی كنید: بعد از اینكه رفتار انتخابی را انجام دادید، مدتی به آن فكر كنید كه چطور گذشت. آیا رفتارتان معقول بوده است؟ اگر نه، چرا؟ آیا از آن راضی هستید؟ این مرحله بسیار مهم است چون خودتان عواقب كار را در نظر میگیرید خودتان را بهتر میشناسید و یاد میگیرید كدام راهكار حل مساله در شرایط مختلف بهتر عمل میكند [ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:11 ] [ سهیلا ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |